تبلیغات
فاسأَلوا أَهلَ الذّکر - شب قدر است؛ می دانم که فراموشم نمی کنی، حضرت ارباب

شب قدر است؛ می دانم که فراموشم نمی کنی، حضرت ارباب

دوشنبه 16 مرداد 1391  12:13 ب.ظ


عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ موسی الکاظم علیه السلام: «لَا تَنْسَنِی مِنَ الدُّعَاءِ» 
قَالَ: «أَ وَ تَعْلَمُ أَنِّی أَنْسَاكَ!؟» 
- فَتَفَكَّرْتُ فِی نَفْسِی وَ قُلْتُ هُوَ یَدْعُو لِشِیعَتِهِ وَ أَنَا مِنْ شِیعَتِهِ -
قُلْتُ: «لَا لَا تَنْسَانِی» 
قَالَ: «وَ كَیْفَ عَلِمْتَ ذَلِكَ!؟» 
قُلْتُ: «إِنِّی مِنْ شِیعَتِكَ وَ إِنَّكَ لَتَدْعُو لَهُمْ» 
فَقَالَ: «هَلْ عَلِمْتَ بِشَیْ‏ءٍ غَیْرِ هَذَا» 
قُلْتُ «لَا» 
قَالَ «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَا لَكَ عِنْدِی فَانْظُرْ إِلَى مَا لِی عِنْدَكَ»


حسن ابن جهم گوید:
به امام کاظم علیه السلام گفتم «در دعایتان من را فراموش نکنید!»
امام فرمود «آیا تصور می کنی که تو را فراموش می کنم؟»
- پیش خودم فکر کردم و گفتم که امام همیشه برای شیعیانشان دعا می کنند و من هم از جمله آنها هستم - 
پس گفتم «نه. فراموشم نمی کنید»
امام فرمود «چگونه فهمیدی؟»
گفتم «من از شیعیان شما هستم و شما برای آنان همواره دعا می کنید.»
امام فرمود «آیا غیر از این راه، راه دیگری برای پاسخ به سوالت می دانی؟»
گفتم «نه»
امام فرمود «هر گاه خواستی بدانی که در نزد من چه جایگاهی داری، ببین که من نزد تو چه جایگاهی دارم.»



________________________
* الكافی ج2 ص653 / ج4، ص470 +


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:سه شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات ()