تبلیغات
فاسأَلوا أَهلَ الذّکر - تا دم آتش هم برایمان مادری می کنی... روزت مبارک!

تا دم آتش هم برایمان مادری می کنی... روزت مبارک!

یکشنبه 1 خرداد 1390  02:00 ب.ظ

عن محمد بن مسلم الثقفی قال: سمعت أبا جعفر الباقر علیه السلام یقول:
لفاطمة وقفة على باب جهنم؛ فإذا كان یوم القیامة كتب بین عینی كل رجل «مؤمن» أو «كافر»، فیؤمر بمحب قد كثرت ذنوبه إلى النار، فتقرأ فاطمة بین عینیه محبا، فتقول: «إلهی و سیدی! سمیتنی فاطمة و فطمت بی من تولانی و تولى ذریتی من النار و وعدك الحق و أنت لا تخلف المیعاد.» 
فیقول الله عزّوجلّ: «صدقت یا فاطمة! إنی سمیتك فاطمة و فطمت بك من أحبك و تولاك و أحب ذریتك و تولاهم من النار و وعدی الحق و أنا لا أخلف المیعاد و إنما أمرت بعبدی هذا إلى النار لتشفعی فیه فأشفعك و لیتبین لملائكتی و أنبیائی و رسلی و أهل الموقف موقفك منی و مكانتك عندی فمن قرأت بین عینیه مؤمنا فخدی بیده و أدخلیه الجنة.»


از امام محمد باقر - درود خدا بر او باد - نقل شده که فرمودند:

برای فاطمه در روز رستاخیز جایگاه خاصی در ورودیِ جهنم است. 
چون روز قیامت شود در پیشانی هر کسی نوشته می شود که این «مؤمن» است و یا «کافر»؛ 
و به «محب»ـی که گناهانش بسیار باشد، امر می شود که به آتش برود.
چون فاطمه بر روی پیشانی او میخواند که او «محب» است، میگوید: 
«ای خدای من، ای آقای من! تو مرا فاطمه نام گذاردی، و به واسطه من هر کسی ولایت من و ولایت ذریه مرا داشت از آتش بر کنار داشتی! و وعده تو حق است و تو خلف وعده نمی فرمایی»
خداوند عزوجل می فرماید: 
«راست گفتی ای فاطمه! من تو را فاطمه نام گذاردم و به واسطه تو هر کس تو را دوست داشته باشد و ولایت تو را داشته باشد، و ذریه تو را دوست داشته باشد و ولایت آنها را داشته باشد، از آتش جدا می کنم. و وعده من حق است و من خلف وعده نمی کنم. و این بنده ام را امر به آتش کردم تا تو شفاعتش کنی و من شفاعت تو را بپذیرم؛ تا اینکه برای فرشتگان من و پیغمبران من و مرسلینِ از جانب من و برای حاضران محشر، جایگاه و منزلت تو در نزد من روشن گردد. پس در پیشانی هر کس مؤمن نوشته شده بود دست او را بگیر و او را داخل در بهشت نما.»


__________________
- این روایت دلپذیر را شیخ صدوق در کتاب شریف علل‏الشرائع جلد 1 صفحه 179 نقل کرده است. خدایش رحمت کند.
- مادر جان! ما هنوز شرمنده ی بی حرمتی به پسرت، عزیزت، علی النقی الهادی(ع) هستیم. هنوز داغمان تازه است، هنوز یادمان نرفته... کاش تو یادت رفته باشد. + 


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:یکشنبه 1 خرداد 1390 | نظرات ()