تبلیغات
فاسأَلوا أَهلَ الذّکر - و آن مرد از پاریس آمد و فریادمان زد...

و آن مرد از پاریس آمد و فریادمان زد...

پنجشنبه 12 بهمن 1391  11:10 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَىٰ قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ
اتَّبِعُوا مَن لَّا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ
وَمَا لِیَ لَا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ 
أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلَا یُنقِذُونِ
إِنِّی إِذًا لَّفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ 
إِنِّی آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ 
سورة یس +

و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرا رسید، گفت: 
«ای قوم من! از فرستادگان خدا پیروی کنید!
از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمی‌خواهند و خود هدایت یافته‌اند!
من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید؟!
آیا غیر از او معبودانی را انتخاب کنم 
که اگر خداوند رحمان بخواهد زیانی به من برساند، 
شفاعت آنها کمترین فایده‌ای برای من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!
اگر چنین کنم، من در گمراهی آشکاری خواهم بود! 
من به پروردگارتان ایمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهید!»



نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:پنجشنبه 12 بهمن 1391 | نظرات ()