تبلیغات
فاسأَلوا أَهلَ الذّکر - یا حتی شوخی نوشتاری

یا حتی شوخی نوشتاری

یکشنبه 3 بهمن 1389  12:28 ب.ظ


رُوِیَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ:
كُنْتُ أُقْرِئُ امْرَأَةً الْقُرْآنَ بِالْكُوفَةِ 
فَمَازَحْتُهَا بِشَیْ‏ءٍ
فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍعلیه السلام عَاتَبَنِی 
وَ قَالَ: «مَنِ ارْتَكَبَ الذَّنْبَ فِی الْخَلَاءِ لَمْ یَعْبَأِ اللَّهُ بِهِ. أَیَّ شَیْ‏ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَةِ!؟»
فَغَطَّیْتُ وَجْهِی حَیَاءً وَ تُبْتُ 
فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍعلیه السلام: «لَا تَعُدْ»


ابو بصیر تعریف می کرد:

زمانی که در کوفه بودم، برای زنی کلاس قرآن گذاشته بودم و قرآن خواندن به او یاد می دادم
در هنگام درس، در مورد موضوعی با او شوخی کردم.
[وقتی به مدینه برگشتم] و خدمت امام باقر(ع) رسیدم، به ناگاه امام مرا مورد عتاب قرار داد
و گفت: «کسی که در نهان مرتکب گناه شود، دیگر خداوند اعتنایی به او نمی کند. 
این چه بود که به آن زن گفتی!؟»
[این در حالی بود که جز من و آن زن، کسی از این ماجرا خبر نداشت]
از شرمندگی رویم را پوشاندم و توبه کردم
سپس امام(ع) گفت: «دیگر تکرار نکن.»

___________________________
* این ماجرا  را این بزرگان نقل کرده اند:
  -  مرحوم قطب الدین راوندى در «الخرائج‏ و الجرائح»‏ جلد 2  صفحه 594
  -  مرحوم شیخ حر عاملی در «وسائل الشیعة» جلد 20  صفحه 198 : در این سند امام(ع) در پایان می فرماید: دیگر هیچگاه پیش آن زن باز نگرد.
  -  مرحوم علامه مجلسی در «بحار الانوار» جلد 46 صفحه 247 : مرحوم مجلسی این روایت را در فضائل و علم غیب امام(ع) نقل کرده است.



نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:یکشنبه 3 بهمن 1389 | نظرات ()