تبلیغات
فاسأَلوا أَهلَ الذّکر

تعبد، عقل، مصلحت

پنجشنبه 26 تیر 1393  03:30 ب.ظ

سلام بر ماه خدا...

فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ كَثِیرًا ﴿النساء: ١٦٠﴾
بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم.

وَعَلَى الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِی ظُفُرٍ ۖ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَایَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ۚ ذَٰلِكَ جَزَیْنَاهُم بِبَغْیِهِمْ ۖ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿الانعام: ١٤٦﴾
و بر یهودیان، هر حیوان ناخن‌دار [= حیواناتی که سم یکپارچه دارند] را حرام کردیم؛ و از گاو و گوسفند، پیه و چربیشان را بر آنان تحریم نمودیم؛ مگر چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، و یا در دو طرف پهلوها، و یا آنها که با استخوان آمیخته است؛ این را بخاطر ستمی که می‌کردند به آنها کیفر دادیم؛ و ما راست می‌گوییم.



حرام و حلال‌های خدا - آنگونه که برخی فقهای نواندیش اصرار دارند - همیشه به سبب مصلحت و مفسده عینی و ملموس نیست؛ گاه حکمت‌های دیگری دارد. بسیار از اوقات هدف حکم الهی، تنها و تنها آزمون تعبد است. اینکه چه کسی حرف گوش می‌دهد، بدون چون و چرا. حکمت تراشیدن برای احکام، با هدف معقول جلوه دادن شریعت، سنجیدن حکمت فعل خدا با عقول جزئی است. بسیاری از احکام اجتماعی که برخی فقهای ظاهرا نواندیش اصرار دارند برایش حکمت بتراشند و بعد به سبب زوال حکمت و مصلحت مورد نظرشان، فتوا به تغییر موضوع و تغییر حکم بدهند، داخل در همین دایره است. برخی بیانات شارع صراحت دارد. اما چون به ذائقه امروزی‌ها خوش نمی‌آید، حکمت‌ها و مصلحت‌هایی تراشیده می‌شود که حکم تغییر کند. 
آیات می‌فرماید: آن خوردنی‌ها و حلال‌ها که بر بنی اسرائیل حرام کردیم، واقعاً چیز بدی نبودند، حلال بودند، مفسده نداشتند، اما ما تصمیم گرفتیم که حرام اعلامش کنیم. پس دیگر دنبال حکمت و مصلحت و مفسده در حکم نگردید؛ بروید و به آن عمل کنید!

نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 تیر 1393 | نظرات ()

سال نو مبارک! صد سال به این سال‌ها!

پنجشنبه 20 تیر 1392  03:07 ق.ظ

عن امیرالمومنین علی‌ابن‌ابی‌طالب علیه السلام:
«أَتَاكُمْ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هُوَ سَیِّدُ الشُّهُورِ وَ أَوَّلُ السَّنَة...»

از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که فرمود:
«ماه رمضان فرارسیده است؛ ماهی که سَروَر همه ماه‌ها، و آغاز سال [جدید] است.»



_____________________________
* بحارالأنوار ج41 ص316


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

همه این هنرنمایی‌ها را خودم «به تنهایی» انجام می‌دهم! خودِ خودم...

پنجشنبه 20 تیر 1392  02:46 ق.ظ

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الباقر علیه السلام قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یُقْبِلُ بِوَجْهِهِ إِلَى النَّاسِ فَیَقُولُ: 
«یَا مَعْشَرَ النَّاسِ! إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَةُ الشَّیَاطِینِ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ غُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ وَ كَانَ لِلَّهِ فِیهِ عِنْدَ كُلِّ فِطْرٍ عُتَقَاءُ یُعْتِقُهُمُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ...»
امام باقر علیه السلام نقل می‌کنند: هنگامی که ماه رمضان نزدیک می‌شد، رسول الله (ص) رو به مردم می‌کردند و مى‌فرمودند: 
«اى مردم! آن هنگام که هلال ماه رمضان سر برآورد، شیطان‏ هاى رانده شده به زنجیر کشیده مى‌شوند، درهاى آسمان و درهاى بهشت و درهاى رحمت گشوده، و درهاى دوزخ فرو بسته خواهد شد. خواسته‏ ها بر آورده مى‌‏شوند، و هنگام هر افطار خداوند را آزاد شدگانى است که آنان را از آتش دوزخ برهاند،...»



_________________________________
* الكافی ج4 ص68
* بینی و بین الله هنر می‌خواهد که آدم به تنهایی، بدون کمک شیطان، با این جهنم شش قفله، با آن آسمان و بهشت گشوده، این همه هنرنمایی کند در تمرد و شیطنت و گناه! خودم را عرض می‌کنم. ابوزینب را.
* شهرالله مبارک! 

نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:پنجشنبه 20 تیر 1392 | نظرات ()

رقابت در ایمان؛ رقابت در عشق

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392  12:54 ق.ظ

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جعفر بن محمد الصادق علیه السلام قَالَ:
مَا الْتَقَى مُؤْمِنَانِ قَطُّ إِلَّا كَانَ أَفْضَلُهُمَا أَشَدَّهُمَا حُبّاً لِأَخِیهِ

از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که:
«هر گاه دو مومن یکدیگر را ملاقات می‌کنند، آن کسی بر دیگری فضیلت و برتری دارد که بیشتر عاشق برادر دینی‌اش باشد.»

________________
*    الكافی، جلد 2، صفحه 128
**  گویا که منشاء فضیلت اهل بیت علیهم السلام نسبت به سایر مردم، عشق شدیدتر آنان است به مردم! هر قدر که تصور می‌کنی اباعبدالله الحسین(ع) را دوست داری، او بیشتر تو را دوست دارد. او بیشتر عاشق تو است! 
*** سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد / ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

«هر روزتان نوروز»!

پنجشنبه 1 فروردین 1392  12:29 ب.ظ

و عنه - صلی الله علیه و آله - أنه أهدی إلیه فالوذج. 
فقال «ما هذا!؟» قالوا «یوم نیروز» قال «فنیرزوا إن قدرتم كل یوم؛ یعنی تهادوا و تواصلوا فی الله»

نقل است روزی به رسول خدا فالوده هدیه دادند.
رسول خدا پرسید «این چیست؟»
گفتند «نوروز آمده است...»
فرمود «اگر مى‌توانید هر روز را نوروز كنید؛ یعنى در راه خدا به یكدیگر هدیه بدهید و با هم پیوند داشته باشید.»



__________________
*  دعائم‏الإسلام ج2 ص326
** نمی‌دانستم «هر روزتان نوروز» حدیث نبوی است!




نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

و آن مرد از پاریس آمد و فریادمان زد...

پنجشنبه 12 بهمن 1391  10:10 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَىٰ قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ
اتَّبِعُوا مَن لَّا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ
وَمَا لِیَ لَا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ 
أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلَا یُنقِذُونِ
إِنِّی إِذًا لَّفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ 
إِنِّی آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ 
سورة یس +

و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرا رسید، گفت: 
«ای قوم من! از فرستادگان خدا پیروی کنید!
از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمی‌خواهند و خود هدایت یافته‌اند!
من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید؟!
آیا غیر از او معبودانی را انتخاب کنم 
که اگر خداوند رحمان بخواهد زیانی به من برساند، 
شفاعت آنها کمترین فایده‌ای برای من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!
اگر چنین کنم، من در گمراهی آشکاری خواهم بود! 
من به پروردگارتان ایمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهید!»



نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:پنجشنبه 12 بهمن 1391 | نظرات ()

دور از رخِ تو چشمِ مرا نور نماندست...

جمعه 15 دی 1391  10:02 ب.ظ

بسمه تعالی

در این یکی دو روز گذشته، دوستان از طرق مختلف ابراز لطف می‌کردند. امر می‌فرمودند که درباره حاج آقا مجتبی تهرانی چیزی بنویسم. شرمنده ام از ایشان. فعلاً توان نوشتن ندارم. زود است از فرزند پدر مرده درخواست نوشتن کردن. زود است برای آواره‌ی بی‌سامان، از عهدِ بسامانی نوشتن. زود است که غم را تازه کنیم. هنوز خیلی زود است. برای مایی که همه‌ی دین‌مان را از او گرفته بودیم، سخت است از فراق گفتن. برای مایی که اندیشه‌ی دینی‌مان را پیش او فراگرفتیم، اصلاح کردیم، دوباره پایه ریزی کردیم، دیدن این روزها مرگ آور است. 
این‌ها اغراق نیست. تنها گوشه‌ای از درد این قلب است. چشم‌هایمان کبود شده. تنگی نفس گرفته ایم. از اشک هم که فارغ می شویم، مثل گیج‌ها، منگ‌ها، به یک گوشه خیره می‌شویم.  بهت زده ایم. هنوز مانده تا بفهمیم که چه بلایی به سرمان آمده...
شاید بعدتر درباره‌ی گنجینه‌هایی که از محضرش آموختیم نوشتم. اکنون نمی‌توانم. به قول حاج آقا «خیلی التماس دعا دارم...». فعلاً اگر برای‌ شما دوستان مقدور بود، برای قلب‌های مجروح ما دعا کنید. خیلی دعا کنید. قلب‌هایمان آنقدر قبض پیدا کرده که نمی‌توانیم برای صبر خودمان دعا کنید. شما کمک‌مان کنید... 
اصلاً خود استاد باید به داد ما برسد. خودش باید برای شاگردانش پدری کند. جفاست که بزم رنگین اربابش ببیند و یادی از ریزه خوارهایش نکند. نه. او هیچ وقت جفاکار نبود. اصلاً چنین نبود. من مطمئنم که یادمان هست. محال است فراموش‌مان کند. استاد! خودت به دادمان برس. خودت وساطت کن برای‌مان پیش ارباب. خودشان راه نجاتی بفرستند...




نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:یکشنبه 17 دی 1391 | نظرات ()

الحمدلله رب العالمین

جمعه 8 دی 1391  01:17 ب.ظ

عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «جُعِلْتُ فِدَاكَ عَلِّمْنِی دُعَاءً جَامِعاً» 
فَقَالَ لِیَ «احْمَدِ اللَّهَ فَإِنَّهُ لَا یَبْقَى أَحَدٌ یُصَلِّی إِلَّا دَعَا لَكَ یَقُولُ «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»»

مُفَضَّل تعریف می‌کند:
روزی از امام صادق علیه السلام پرسیدم «فدایت شوم، یک دعای کامل و جامع به من یاد دهید.» پس به من فرمود «حمد خدا کن و «الحمدلله» بگو؛ چرا که هیچ نمازگزاری نیست مگر آن که در نمازش برایت دعا می‌کند و می‌گوید «خداوند بشنود صدای آنکس را که حمد او کرد»».

الحمدلله

_____________________________
* الكافی، ج2، ص503
** تا این لحظه نمی‌دانستم که سیاق عبارت «سمع الله لمن حمده»، همانند «صلی الله علیه» و «رحمه الله» و «غفر الله له» سیاق امر و دعا است. همیشه تصور می‌کردم که سیاق آن خبری است: «خدا شنید صدای کسی را که حمدش کرد». در سایت علما و مراجع هم که جستجو کردم، غالباً سیاق خبری ترجمه کرده اند. به نظرم سیاق دعایی، لطف و  ظرافت بیشتری دارد.


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:جمعه 8 دی 1391 | نظرات ()

همه رفقا دارند اربعینی می‌شوند...

جمعه 8 دی 1391  10:17 ق.ظ

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جعفر بن محمد الصادق علیه السلام قَالَ:
إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ عِنْدَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْظُرُ إِلَى مُعَسْكَرِهِ وَ مَنْ حَلَّهُ مِنَ الشُّهَدَاءِ مَعَهُ، وَ یَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ بِدَرَجَاتِهِمْ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَحَدِكُمْ بِوَلَدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَرَى مَنْ یَبْكِیهِ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ آبَاءَهُ أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لَهُ وَ یَقُولُ «لَوْ یَعْلَمُ زَائِرِی مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ لَكَانَ فَرَحُهُ أَكْثَرَ مِنْ جَزَعِهِ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَنْقَلِبُ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ ذَنْبٍ».

امام صادق علیه السلام می فرماید:
همانا حسین بن علی در نزد پروردگارش به اردوگاهش و به کسانی که با او به شهادت رسیده اند می نگرد؛ و به سوی زائرانش نگاه می کند؛ و او بهتر از هر پدری نسبت به فرزندش، اسم آنها و اسم پدرانشان را می داند و بر درجات و منزلت آنها در نزد خداوند آگاه است. و او به قطع و یقین کسی را که برای او گریه می‌کند می‌بیند؛ پس حسین برای او طلب استغفار می کند و از پدرانش می‌خواهد که برای او طلب استغفار کنند و می‌گویید «اگر زائرم می‌دانست که چه چیز خداوند برای او آماده کرده، خوشحالی او بیشتر از گریه‌اش می‌شد؛ همانا زائر حسین بر می‌گردد، در حالی که گناهی بر او نیست.»

کربلا

_______________________
*   وسائل‏الشیعة ج14 ص423
** همه رفقا و دوستان و همکاران و فامیل دارند «اربعین»ـی می‌شوند و من، زمین‌گیر!
*** این هم زیبا است: 
+



نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:جمعه 8 دی 1391 | نظرات ()

«آه»

جمعه 10 آذر 1391  10:57 ق.ظ


بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای محمد مُرسی
رئیس جمهوری عربی مصر
سلام علیکم
نامه ای که برای شما می نویسم، به زبان فارسی است. نه اینکه توان عربی نوشتن ندارم؛ بلکه تمایلی به عربی نوشتن نداشتم. این روزها اوضاع مصر آنقدر برای شما مشغولیت ایجاد کرده که بعید است فرصت مرور روزنامه های چاپ مصر را هم داشته باشید، چه برسد به اینکه نامه ای از ایران را بخوانید. من این نامه را به آدرس ایمیل تان ارسال می کنم. شاید در روزهای آینده فرصت بیشتری برای مطالعه پیدا کنید!


آقای مُرسی
شما حتماً نهم شهریور ماه گذشته را به خاطر دارید. روزی که برای اولین بار پا در ایران گذاشتید و با استقبال گرم میزبانان شیعه تان روبرو شدید. دقایقی پس از ورود به تهران، در سالن اجلاس تهران نشستید. مورد تکریم مقامات شیعه ایرانی قرار گرفتید. سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی، که از مراجع تقلید شیعه هستند را شنیدید. ایشان سخن خود را با عبارات عربی آغاز کردند. با لهجه خوبی هم گفتند که قطعاً شما متوجه شدید: «بسم‌الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم. الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على الرّسول الأعظم الأمین و على ءاله الطّاهرین‌ و صحبه المنتجبین و على جمیع الأنبیاء و المرسلین...‌». به خوبی مشاهده کردید که علیرغم اعتقاد شیعه به ثواب لعن بر غاصبین حق اهل بیت علیهم السلام و ضرورت تبری از دشمنان آنان، رهبر کشور شیعی ایران، به احترام مهمانان کشورش، از این کار صرف نظر کرد و خدشه بر اعتقادات مهمانان - هر چند اعتقادات باطل - را جایز نشمرد.


اما شما در مقابل چه کردید؛ جناب آقای رئیس جمهور؟ 
با چهره ای در هم کشیده، با ابروانی در هم فرو رفته، بر پشت میز ریاست نشستید - ریاستی که عمرش به دقایق بود! - و سخن خویش را با تجلیل از غاصبین فدک، غاصبین ولایت و حکومت، بیعت شکنان غدیر و جسارت کنندگان به ساحت سیدة نساء العالمین آغاز کردید. کاری که حتی در سخنرانی هایتان در مصر انجام نداده بودید. متن و صوت سخنرانی های شما در کشورتان نشان می دهد که شما در ابتدای سخنانتان، به همان سبک رهبر جمهوری اسلامی از عبارات کلی برای تجلیل از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و علی آله) و اهل بیت و اصحابشان استفاده می کردید. اما این بار، در کشور شیعیان، با تعمدی خاص و از سر دشمنی با اتباع اهل بیت، نام سه غاصب منصب ولایت را به نیکی بردید. من ایرادی در ابراز عقیده شما نمی بینم. حق دارید هر جای دنیا ابراز عقیده کنید. افکارتان را منتشر کنید. اما این فقط نگاه حقوقی به مساله است. حق آزادی بیان به شما این اجازه را می دهد. اما حقوق همه ماجرا نیست. 


به خداوند بزرگ سوگند، آن هنگام که در پخش زنده از شبکه العالم این سخنان را در پایتخت شیعیان جهان از زبان شما شنیدم، بغض تمام وجودم را گرفت. قلبم آزرده شد. با هر کس دیگر از دوستان ایرانی شیعه که صحبت می کردم، همین احساس را در کلماتشان احساس می کردم. بله؛ شما قلب صدها هزار، بلکه میلیون ها نفر از اتباع اهل بیت علیهم السلام را شکسته بودید. من همان روز صدای شکسته شدن این قلبها را شنیدم. به خاطر دارم همان روز به پدرم گفتم «والله قسم، مرسی یک روز تاوان این جنایتش را خواهد چشید. بالله قسم خداوند صدای قلب های ما را شنید. تالله قسم که مرسی به ذلت کشیده می شود». آری؛ حقوق همه ماجرا نیست. قواعد دیگری هم بر نظام هستی حاکم است که قواعد حقوقی سرش نمی شود! شما از حق تان استفاده کردید اما قلب بسیاری را شکستید. نام غاصبین فدک و هتاکان به ساحت ام ابیها را ستودید و سرتان را بالا گرفتید. البته آن روز همه اتباع هتاکان به ساحت اهل بیت در سراسر جهان عرب برای شما کف زدند! تا آنجا که یکی از علمای سلفی سعودی اعلام کرد که همه سران عرب باید مثل مُرسی به تهران بروند و از خلفای سه گانه تجلیل کنند. حتی روزنامه های اسرائیلی هم از ادبیات شما ستایش کردند!

سلمان العودة - السعودیةولید الطبطبائی - الکویت


آقای رئیس جمهور
امروز سرتان خیلی شلوغ است. شعارهایی که دو سال پیش ضد حسنی مبارک سر می دادند، اکنون ضد شما سر میدهند. ما که نه؛ اما مردم مصر شما را فرعون خطاب می کنند. روزهای سختی دارید. شاید فرصت یادآوری آن روز را نداشته باشید. اما برای یادآوری به شما می گویم: ما آن روز، فقط «آه» کشیدیم. ما محبین اهل بیت کارمان «آه» کشیدن است. از اهل بیت پیامبرمان یاد گرفته ایم. سند هویت شیعه «کتاب آه» است. «آه» از هر سلاحی برّنده تر است. دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. ما از نظر حقوقی سکوت کردیم و مدارا. اما ابزارهای غیرحقوقی مان را وا نگذاشتیم. مشکل امروز شما در کشور، با این کارهایی که می کنید حل نمی شود. شما باید به فکر «قلوب منکسرة»ی اتباع اهل بیت باشید. دوای شما دست آنهاست. ما کاری نکرده ایم. این خداوند است که وعده داده «إِنَّ اللَّـهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّـهَ لَا یُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» ﴿الحج: ٣٨﴾ «قطعاً خداوند از كسانى كه ایمان آورده اند دفاع مى كند، زیرا خدا هیچ خیانتكار ناسپاسى را دوست ندارد.»

با احترام
سلمان ابوزینب
تهران - جمهوری اسلامی ایران


ارحل یا مرسی

+ الف


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:جمعه 17 آذر 1391 | نظرات ()

فروش مال امانی به صاحب مال، به قیمت گزاف!

یکشنبه 30 مهر 1391  09:07 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ 
یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ 
وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ
وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ
فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِكُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ 
وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
﴿التوبة: ١١١﴾

خودش جان داده. خودش مال داده. مالکِ هست و نیست است.
از معامله‌ای حرف می‌زند که ثمن و مثمن‌ش هر دو از آن اوست.
از معامله‌ای حرف می‌زند که قطعی شده است.
«خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده»
حرف از آینده نیست. 
حرف از معامله‌ای است که به محض ایمان انجام شده،
و او منتظر نشسته که اهل ایمان به تعهدشان عمل کنند.
شرط ضمن عقد ایمان است انگار!
که به محض ایمان، مومن جان و مال عاریه اش را به صاحبش فروخته.


«به نام تو.
اینجانب
انسانِ ضعیف ممکن الوجود
دارای هستی مشوب
با قلبِ اعطایی از سوی تو
به ذات مقدس تو ایمان آورده
و به وحدانیت و موثّریت تامِّ تو اقرار می کنم.
و من در برابر این موهبت بزرگ - توفیق ایمان به تو -
جان و مالی را که تو به امانت به من سپرده ای
با قیمتی گزاف و بی حد و اندازه (جنات خُلد)
به صاحبِ جان و مال - که تو باشی - می‌فروشم!
و تعهد می‌کنم در اولین فرصت ممکن، به مفاد این تعهد عمل کنم.»



نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:شنبه 6 آبان 1391 | نظرات ()

باید هم فریاد بزنند!

شنبه 22 مهر 1391  10:35 ق.ظ


اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ 
غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ 
وَلَا الضَّالِّینَ...


عامّه در نمازشان به این‌ فراز که می‌رسند، 
دست جمعی و با صدای بلند «آمین» را فریاد می‌کنند!
به آن امید که شاید هدایت الهی شامل حالشان شود 
و به ولایت حقه‌ی «صراط مستقیم»(1) وارد شوند
و از ولایت «مغضوب علیهم» و «ضالین» خارج شوند.
اما شیعه به اینجا که می‌رسد، بر او حرام است که «آمین» بگوید! 
او می‌تواند از روی استحباب «الحمدلله رب العالمین» گوید(2)
می‌تواند خدا را سپاس گوید که او را به ولایت «صراط مستقیم» هدایت کرد
و از «مغضوب علیهم» و «ضالین» نجاتش داد.



_______________________
1. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ}  قَالَ: «هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَعْرِفَتُه»‏. (بحارالانوار، ج35، ص373)
2. عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الباقر علیه السلام «وَ لَا تَقُولَنَّ إِذَا فَرَغْتَ مِنْ قِرَاءَتِکَ «آمِینَ» فَإِنْ شِئْتَ قُلْتَ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏».» (علل الشرائع، ج‏2، ص358 و وسائل الشیعة، ج5، ص464.)


نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:یکشنبه 23 مهر 1391 | نظرات ()

نه هیبتِ حکام، نه جبروت علماء، نه ملکوتِ زهاد

چهارشنبه 5 مهر 1391  03:35 ب.ظ

کرامت‌نامه (2)


وارد حمام شد.
نه هیبتِ حکام داشت، نه جبروت علماء، نه ملکوتِ زهاد.
دیری نگذشت که مردی فریاد زد «ای مرد بیا و پشتم را کیسه بکش!».
بلافاصله پذیرفت و شروع کرد به کیسه کشیدن.
مردم یقین کردند که او مرد را نشناخته، پس بی‌درنگ به او فهماندند که چه کسی را به دلاکی گرفته.
مرد که تازه متوجه شده بود، دست و پایش را گم کرد و  شروع کرد به عذرخواهی و ندامت.
اما مرد همچنان کیسه می‌کشید و مهربانانه از او دلجویی می‌کرد تا مبادا دلگیر شود.
آن مرد رأفتش شهره آفاق بود.


_______________
* «المناقب»، ابن شهرآشوب‏، ج4، ص361
** «دَخَلَ الرِّضَا علیه السلام الْحَمَّامَ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ النَّاسِ «دَلِّكْنِی» فَجَعَلَ یُدَلِّكُهُ فَعَرَّفُوهُ فَجَعَلَ الرَّجُلُ یَسْتَعْذِرُ مِنْهُ وَ هُوَ یُطَیِّبُ قَلْبَهُ وَ یُدَلِّكُهُ»

نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:جمعه 7 مهر 1391 | نظرات ()

مباد که به غیر تو از حاجتم بی‌نیاز شوم

چهارشنبه 5 مهر 1391  03:04 ب.ظ

کرامت‌نامه (1)


عن علی ابن موسی الرضا علیه السلام عن ابیه، أن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام کان یقول: «إن الرجل لیسألنی الحاجة فأبادر بقضائها، مخافة أن‏ یستغنی عنها فلا یجد لها موقعا إذا جاءته»

امام علی‌ ابن موسی الرضا علیه السلام نقل کرده اند که جد بزرگوارشان امام صادق علیه السلام همواره می‌فرمودند: «شخص از من درخواستی مطرح می‌کند، پس من سریع برای انجام آن اقدام می‌کنم؛ چون می‌ترسم از حاجتش بی‌نیاز [یا منصرف] شود و دیگر چنین موقعیتی پیش نیاید.»


_______________
*عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، جلد دو، ص334

نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 مهر 1391 | نظرات ()

ما هر شیعه‌ای را دوست نداریم

چهارشنبه 22 شهریور 1391  09:22 ق.ظ


عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادق علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:
إِنَّا لَنُحِبُّ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ كَانَ عَاقِلًا فَهِماً فَقِیهاً حَلِیماً مُدَارِیاً صَبُوراً صَدُوقاً وَفِیّاما 

ما آن شیعه‌هایی را دوست داریم که:
عاقل‌اند، فهیم‌اند، باسوادند، بردبارند، اهلِ مدارا هستند، صبورند، راستگو هستند و وفادارند.



______________________
* مستدرک الوسائل، ج11، ص187
** عرض تسلیت به محضر بقیة الله الاعظم به مناسبت شهادت امام الفقهاء جعفر بن محمد الصادق علیه السلام

نوشته شده توسط: ابو زینب | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:7  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7